۲۴ تیرماه سالروز شهادت حقوقدان بسیجی شهید مرتضی عباس زاده محمودی گرامی باد

نگاهی به زندگی بسیجی حقوقدان شهید مرتضی عباس زاده محمودی

شهید مرتضی عباس زاده محمودی بسیجی حقوقدان زاهدانی یکی از شهدای شعبانیه مسجد جامع زاهدان است.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج حقوقدانان سیستان و بلوچستان، شهید مرتضی عباس زاده محمودی بسیجی حقوقدان زاهدانی یکی از شهدای شعبانیه مسجد جامع زاهدان است.

وی  در سحرگاه روز ۱۳۶۳/۶/۲ هنگام اذان صبح دیده به جهان گشود و دومین فرزند خانواده بود.

وی از ابتدا به علت اینکه از لحاظ مالی خانواده اش در مضیقه بودند، یاد گرفته بود که در زندگی خانوادگی خود قانع باشد و به اندازه توانایی خانواده اش نگاه کند و در خرج خود قناعت داشته باشد.

وی پس از اتمام دوره پیش دانشگاهی، با قبولی در رشته ادبیات دانشگاه آزاد به مدت یک سال دراین رشته ادامه تحصیل داد اما به علت شوق فراوان به رشته حقوق دوباره درآزمون دانشگاه شرکت کرد و قبول شد.

مرتضی در دانشگاه به دلیل اینکه خون گرم وخوش برخورد بود خیلی زود دوستان زیادی پیدا کرد، همچنین با اساتید رابطه دوستانه و صمیمانه ای داشت. شهید به شرکت در جلسات قرآن خانوادگی علاقه داشت وهمچنین مرتضی آنقدر خون گرم و شوخ طبع بود به گونه ای که اگر مهمان می آمد و مرتضی نبود جای خالی اش احساس می شد.

مرتضی پس از اتمام دوره تحصیل دانشگاه به همراه خانواده اش عازم سفر حج شد.

وی همیشه در نمازهای جمعه به همراه دوستانش شرکت می کرد. وی پس از مدتی به عنوان کارشناس حقوق در شهرداری مشغول بکار شد  خیلی از کارش راضی و خوشحال بود و از آنجایی که کارش با اداره پدرش و همکاران او مرتبط بود کارهای مردم را زودتر به راه می انداخت مشکل گشای مردم بود از این که بتواند به کسی کمک کند خیلی خوشحال می شد

و ادامه ماجرا را از زبان زهرا سرابندی مادر شهید بخوانید:

شب پنجشنبه بود از بیرون آمد و درخواست شربت نمود چون دستم بند بود از او خواستم که خودش شربت عسل آماده کند. آری آن شب مرتضی شربت شهادت را خودش درست کرد.

مرتضی همیشه می گفت من در جوانی می میرم و حتی دو تا عکس را بزرگ و از آنها قاب گرفته بود و  می گفت که بر سر مزارم بگذارید.

مرتضی جان می گفت من مرگ معمولی نمی کنم من مرگی با شکوه و با عظمتی می کنم که در عزای من دوست و دشمن و حتی غریبه  اشک میریزند من از حرف های او ناراحت می شدم و می گفتم که برای تو هزاران آرزو دارم مرتضی جان عاشق شهادت بود هرگاه عکس شهداء را می دید یا عکس شهید مسلم کیخا را می گفت خوش بحالش ای کاش خداوند  همچنین افتخاری را نصیب ما هم بگرداند.

وقتی بر مزار شهداء می رفت می گفت چه می شد که ما هم در همچون جایگاهی باشیم در شب شهادت مرتضی در خانه نشسته بود و مشغول تماشای تلویزیون بود ناگهان نه موبایلش زنگ زد و نه آیفن یکدفعه با شتاب از جا برخاست و از خانه خارج شد او می رفت و برای همیشه ما را از محبتها و خوشیهای که به ما می داد محروم کرد.

او رفت انگار دعوت شده بود مدت ۴۵ دقیقه بعد از خروج از خانه به خواهرش زنگ زد گفت درمسجد جامع بمب گذاشتند.

خواهرش گفت: مرتضی نزدیک نشوی که خطرناک است و احتمال این که بمب دیگری هم کار گذاشته باشند وجود دارد صحبتشان تمام شد مرتضی قبول کرد و خداحافظی کرد و انگار این آخرین مکالمه بودعزیزم چه زود خداوند آرزویت را برآورده کرد.

مرتضی حتی حاصل دست رنج مدتی که سر کار بود را نگرفت و رفت که خداوند دست مزد او را بدهد.

او رفت و شادی خانه مان را با خودش برد دیگر از شوخی و خنده های شهید در خانه مان نبود و من با عکس هایش، با خاطره هایش در خانه دنبال او می گردم حالا که نیست با عکس هایش سخن می گویم.

آری شهید مرتضی عباس زاده محمودی در ماه شعبان سال ۱۳۸۹در مسجد جامع به فیض شهادت نائل آمد.

وضعیت شغلی شهید:

یکسال مانده به شهادت در اداره حقوقی شهرداری استخدام شد و کار حقوقی خود را آغاز نمود. او در کارش بسیار خبره بود این حرفم را از قول مسئولین و همکارانش می گویم شهید پروندهایی را که به مدت۳  سال یا بیشتر در دادسرا و دادگستری و سایر سازمان ها بدون جواب مانده بود ظرف مدت ۳  ماه به روز رساند بطوری که تحول حقوقی در اداره حقوقی شهرداری به وجود آورد با توجه به سوابق قضایی که در خانواده ما وجود داشت نظیر اینکه پدر شهید قاضی و دو خواهرش در رشته حقوق تحصیل نموده بودند به قضاوت ، وکالت و مسائل حقوقی علاقه داشت و بر اساس این اعتقاد کاری را که به عهده گرفته بود به عنوان یک بسیجی عمل نموده و ضمن تحول در پیشرفت کارها و پاسخ ارباب رجوع علاقمندی خود را در امر حقوقی به اثبات رساند .

ویژگی های اخلاقی شهید:

شهید در جلسات خانوادگی بخصوص جلسات قرائت قرآن و زیارت عاشورا، دعای توسل، دعای کمیل و شرکت در مراسمات غم و شادی اهل بیت حضور پر شوری داشت بطوری که در این مسائل زبان زد خاص و عام شده بود.

سازگاری و همکاری بیش از حد در خانه وخانواده داشت و تمامی کارهای خانواده را شخصا انجام می داد. در معاشرت هم نشینی با افراد شأن خانوادگی را رعایت می کرد و روابط اجتماعی بسیار قوی داشت. دیگران را مجذوب خود می ساخت.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.